ذبيح الله صفا
1509
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مروزى و تحريم داستان او نقل كرده است « 1 » و شايد بر اثر همين فتوى بوده است كه چه در دورهء شاه اسمعيل صفوى و چه در عهد جانشين او شاه تهماسب ، كه نسبت به محقق كركى ارادت تام داشت « 2 » ، قصهخوانان را از روايت قصهء ابو مسلم منع كردند و فرمان دادند كه مقبرهء منسوب به او را كه در نزديكى نيشابور بنا شده بود ويران كنند . درستست كه ابو مسلم مروزى را بفرمان منصور دوانيقى بسال 137 ه در شهر روميهء مداين ( - سلوكيه ) كشتند ، سرش را با هزار كيسهء پر از درهم و دينار بميان نگهبانان ابو مسلم انداختند و تنش را در آب دجله غرق كردند ، ليكن ايرانيان مشرق يعنى خراسانيان هم داستان قهرمانى مشهور ( - ابو مسلم نامه ) را دربارهء او بر بنياد واقعات حقيقى بوجود آورده و سينهبسينه ، تا بعهد صفويان ، كشانيده بودند ، و هم گورى براى او در نزديكى نيشابور ساخته و بنايى بر آن ترتيب داده بودند « 3 » . چون شاه اسمعيل بر خراسان استيلا يافت فرمان داد تا قصهگويان را از بيان داستان ابو مسلم بازدارند و گورى را كه به او نسبت داده بودند ويران كنند ، ولى پس از مرگ او ( 930 ه ) باز داستانگزاران فرصتى يافته گزاردن سرگذشت او را از سرگرفتند و دوستداران بومسلم به تعمير گور ويران شدهء او پرداختند تا آنكه شاه تهماسب صفوى ( م 984 ه ) باز بويران كردن آن گور و بازداشتن قصهخوانان از بيان داستان بومسلم امر كرد ، و فرمان داد تا هركسى آن داستان را بازگويد زبانش را ببرند « 4 » . با همهء اين احوال داستان ابو مسلم در تمام سدههاى دهم و يازدهم هجرى بر سر زبانها بود « 5 » و بعضى از نسخههاى آنكه ديدهام تا
--> ( 1 ) - متن اين فتوى در ص 189 كتاب انيس المؤمنين نقل شده است . ( 2 ) - همين كتاب و همين جلد ص 176 . ( 3 ) - انيس المؤمنين ص 182 . ( 4 ) - ايضا ص 140 - 142 و 182 . ( 5 ) - بنگريد بمقالهء « ماجراى تحريم ابو مسلمنامه » از نويسندهء اين سطرها ، مجلهء ايراننامه شمارهء دوم سال پنجم ( 1365 شمسى ) بويژه صفحههاى 242 - 243 .